لنگرود از نگاه پیر آمده امیلین پروب ژوبر؛ دانشمند فرانسوی

به من اطمینان دادند که در آنجا سه هزار خانه ساخته شده است ولى من مى‌اندیشم که در تمام آن قلمرو آنقدر خانه باشد زیرا من بیش از ششصد خانه گرد هم ندیدم.

بازرگانانش یک کاروانسراى خیلى زیبا دارند که در کرانۀ رود ساخته شده است، من در دومین کاروانسراى که چند قدم بالاى آن است وارد شدم؛ یک دوجین ملوان روسى و قلموق براى سلام گفتن ما آمدند. ایرانیان خیلى برایشان شگفت‌آور بود که ببینند ما و روس‌ها عیسوى هستیم ولى به یک زبان سخن نمى‌گوئیم. در این ناحیۀ کوچک خیلى فعالیت انجام مى‌گیرد. من بر روى رودخانه دوازده تا قایق کوچک یک دکله که به ماهیگیرى و کشتى‌رانى در کنار دریا به کار بودند و زورق‌هاى بسیار فراوان که با تنۀ گود شدۀ درخت‌ها ساخته شده دیدم و هنگام پائین آمدن در یک ربع ساعت به نزدیکى یک کشتى گندۀ قلموقى رسیدم که پهلوى آن خیلى بلند، بى‌ریخت و داراى گنجایش هشتاد تا صد تونو بود. آن از بادکوبه مى‌آمد و بارش نفت بود. به نظرم آمد که نفت بادکوبه را هنگامى که بسوزانند دود و بخارى که از آن برمى‌خیزد بویش خیلى کم‌تر از نفت‌هاى نزدیک بغداد نامطبوع است. در لنگرود منتظر یک کشتى بودند که از هشتر خان باید بیاید که در واقع هشت روز بعد به انزلى رسید.

یک جویبار کوچکى در نیم ساعتى مشرق لنگرود هست که این تکۀ گیلان را از سرزمین بخصوصى که دهکده ی شلمان حکومت‌نشین آن است جدا مى‌کند. از آن پس جاده پشت‌سرهم از سه رودخانۀ کوچک مى‌گذرد و در نیم فرسخى آن طرف دهکدۀ رودسر به کنار دریا مى‌رسد. ما در اینجا با حرص، هوائى صاف و پرنشاط را تنفس کردیم و از همان روز اول اثر خوشبختى‌آورش را حس کردیم. پس از دو روز تب ما برید تا آنکه به بارفروش رسیدیم.

رود شهر لنگرود از کوه‌هاى مجاور لاهیجان سرچشمه مى‌گیرد. پیش از ورود به شهر از پلى آجرى که داراى دو طاق خیلى بلند است از آن مى‌گذرند. با اینکه در آنجا این رود کوچک هنوز جز یک جویبار پهنى نیست ولى خیلى بطور مارپیچ مى‌رود و با پیوستن جویبارهاى دیگر بزرگ‌تر مى‌شود تا به لنگرود برسد و در آنجا

پهنایش تقریبا دوازده توآز ( = مقیاس کهن که معادل  ٩۴٩ / ١  متر است ) مى‌گردد و گودیش به دو یا سه توآز مى‌رسد. مصب آن در دو فرسخى (لیو) شمال شهر است و در این فاصله کرانه‌هایش مردابى و تقریبا در طراز آب هستند.

مرداب‌هاى بزرگ و کرانه‌هاى رودخانه پر از کلنگ‌ها، لک‌لک‌ها، مرغان ماهیخوار، مرغان سقا و چندین‌گونه پرندگان دیگر دریائى هستند که من آنها را نمى‌شناسم؛ شمارۀ بسیارى شاهین، باز، عقاب بر بالاى آن مساکن پرواز مى‌کنند؛ آنها یک چراگاه خیلى فراوان و مطمئنى در این زمین نمناک که مقدار معجزآسائى قورباغه‌ها و مارها را پرورش مى‌دهد، مى‌یابند. مارها آنجا خیلى کم خطرناکند چنانکه بچه‌ها و همۀ مردم گیلان با پاى برهنه پیوسته راه مى‌روند بى‌آنکه گرفتار پیش‌آمدى بشوند.

*

منبع:  

مسافرت در ارمنستان و ایران

نویسنده: ژوبر، پیر آمده امیلین پروب

مترجم: علیقلی اعتماد مقدم

ناشر: بنیاد فرهنگ ایران

محل و سال نشر: تهران ؛ ۱۳۴۷   

اشاره:

ژوبر (پیر-آمده امیلین-پروپ) در اکس ان پروانس در سوم ژوئن  ١٧٧٩  زائیده شد و در بیست و هفتم ژانویه  ١٨۴٧  در پاریس مرد. او از جملۀ دانشمندان مشهورى است که زیردست سیلوستر دوساسى به بار آمد و سبب گردید که فرانسه در آغاز آن قرن در زمینۀ بررسى‌هاى شرقى در ردیف نخستین قرار بگیرد.

 در  ١٨٢١  .م ( 1200 خورشیدی ) کتاب مسافرت در ارمنستان و ایران را انتشار داد.

این نخستین قسمت از کتابى است که هدفش افزایش اطلاعات کوچکى است بر آنچه که پیش از این، دربارۀ جغرافیاى شمال آسیاى صغیر و ایران و اخلاق و عادات ملتهاى گوناگون شرق داده‌اند. این کار از سال  ١٨٠٧  .م  ( 1186 خورشیدی )  آغاز گردیده و در فاصله‌هاى دو سفر پى‌درپى ادامه یافت...

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید